تاثیر مدیریت دانش و بازارمحوری بر عملکرد: مورد، بنگاه های کوچک استان مازندران

نویسندگان

1 دانشیار، دانشگاه لوند، گروه مدیریت، لوند، سویس

2 استادیار، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد گرگان، گروه مدیریت، گلستان، ایران

چکیده

هدف اصلی سازمان­ها، ارتقای عملکرد و رسیدن به سطحی از تعالی و پایداری به منظور حفظ بقا، رشد، سودآوری و مرتفع ساختن نیازهای جامعه
می­باشد. دراین مقاله تأثیر دو مفهوم کلیدی مدیرت­دانش و بازارمحوری بر عملکرد بنگاه­ها آزمون می­شود. در پژوهش حاضر جهت تدوین مبانی­نظری و پیشینه­ تحقیق از روش کتابخانه­ای و برای گردآوری داده­ها از جامعه­آماری با استفاده از پرسشنامه، از روش میدانی استفاده گردید. جامعه­آماری این پژوهش را بنگاه­های کوچک استان مازندران تشکیل می­دهند و برای انتخاب نمونه از روش نمونه­گیری تصادفی ساده استفاده شده­است. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران 326 تعیین شد که به دلیل احتمال عدم بازگردانده شدن تعدادی از پرسشنامه­ها، 400 پرسشنامه توزیع گردید. همچنین پرسشنامه مورد استفاده استاندارد بوده و شامل 43 گویه می­باشد که 18 گویه آن مربوط به مدیریت دانش [34]، 16 گویه مرتبط با بازارمحوری [31] و 9گویه در رابطه با عملکرد [28] می­باشد. نتایج حاصل از تحلیل داده­ها با استفاده از نرم­افزار AMOS نشان می­دهند، مدیریت­دانش و بازارمحوری تاثیر مثبت و معنادار بر عملکرد بنگاه­های کوچک استان مازندران دارند.

کلیدواژه‌ها